العلامة المجلسي
135
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
موسى ويوشع وعيسى وشمعون ، پس نظر كند به من كه علم وكمال همه با من است وهركه خواهد نظر كند به محمّد وعلى وحسن وحسين وائمّه از ذريّت حسين عليهم السّلام پس نظر كند به من وآنچه خواهد از من سؤال كند كه علم همه نزد من است وآنچه آنها مصلحت ندانسته وخبر ندادهاند من خبر مىدهم وهركه كتب آسمانى وصحف پيغمبران مىخواهد ، بيايد واز من بشنود . پس ابتدأ كند وصحف آدم وشيث را بخواند ، امّت آدم وشيث گويند اين است واللّه صحف آدم وشيث كه در آن هيچ تغييرى راه نيافته است وخواند بر ما از آن صحف آنچه نمىدانستيم . پس بخواند صحف نوح وصحف إبراهيم وتورات موسى وإنجيل عيسى وزبور داوود عليهم السّلام را ، پس علماى اين ملّتها همه شهادت دهند كه اين است آن كتابها به نحوى كه از آسمان نازل شده وتغيير نيافته وآنچه از ما فوت شده بود وبه ما نرسيده بود همه را بر ما خواند . پس بخواند قرآن را به نحوى كه حق تعالى بر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل ساخته بىآن كه تغيير وتبديل شده باشد ؛ چنانچه در قرآنهاى ديگر شده . « 1 »
--> ( 1 ) . تغيير وتبديل را « تحريف » گويند ، ولفظ تحريكيك لفظ مطلقى است كه داراى معاني متفاوت است بنابر سبيل اشتراك ، كه بعضي از اين معاني در قرآن واقع شده است به اجماع مسلمين مانند : « كم كردن يا زياد كردن در حروف يا حركات با حفظ أصل قرآن وجلوگيرى از ضايع شدن آن » ، كه تحريف به اين معنا در تواتر قرائات واضح وآشكار است . وبعضي ديگر نيز در قرآن واقع نشده به اجماع وآن عبارت است از : « تحريف به زيادة ، به اين معنى كه بعضي از ألفاظ در اين قرآن موجود است كه از آسمان نازل نشده است وبه آن زياد شده » ودر وقوع بعضي ديگر نيز خلاف است ، مانند : « تحريف به نقصان ؛ به اين معنا كه بعضي از ألفاظ در قرآن بوده كه حذف شده است . » اما در مورد بطلان تحريف به دو معناى آخر ادلّهء فراوانى از طريق علما بزرگوار شيعه به ما رسيده كه ما فقط به دو دليل از آنها بسنده مىنمائيم : دليل اوّل : در كتب علماى خاصّه وعامّه بهطور متواتر اخبارى در مورد ثقلين وارد شده كه -